تبليغاتX
Z a B c H e K S a R a


Z a B c H e K S a R a
A n Z a L i
رختکن تیم پرسپولیس بعد از بازی دیروز
موضوع: یکشنبه 29 اردیبهشت1387 11:25 PM
البته من خودم دوست داشتم سپاهان دوباره قهرمان بشه

ولی فوتبال دیگه اینم تقدیم به پرسپولیسی ها-مبارکشون باشه--ملوان تولیگ موند بقیه رو بیخیال

 

zabchek

zabcheksara

zabcheksaraa

zab

abbas55

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

تبلیغ زیبای یک شرکت پستی
موضوع: پنجشنبه 26 اردیبهشت1387 2:30 PM
zabcheksara
1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

با هم
موضوع: سه شنبه 17 اردیبهشت1387 6:40 PM
 

بیا با هم بشینیم کنج یه شب بشینیم چند تا ستاره بشمریم

                   نشون شهر همیشه روشن به دلی که غم نداره بسپریم

اگه میخوای واسه هم بمونیم بیا تو عطر گل ها لونه کنیم

                         بیا رو لبهای غمگین وفا صدای گریه رو وارونه کنیم

بیا از پله نور بالا بریم موی خورشید خانوم شونه کنیم

                 بیا با هم بشینیم گوشه عشق رفتن تنهایی نگاه کنیم

غربت ساکت هر مسافر به تماشای هم آشنا کنیم

                            بیا تا آخر دنیا بمونیم تو صدای چیک چیک قطره آب

بیا تو رنگ گلها زنده باشیم یا سبک بریم تو سنگینی خواب

                 اگه هر جا تو بری من میدونم نشونیت همیشه عطر تنت

نشون من یه دنیا میدونن که یه عمری هوای موندنت

                    بیا با هم بشینیم گوشه عشق رفتن تنهایی نگاه کنیم

 

بیا با هم بشینیم گوشه عشق                                 رفتن تنهایی نگاه کنیم

 

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

آشتون کوچر با دیدن کامرون دیاز از خود بی خود شد
موضوع: چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 11:8 PM
 

آشتون کوچر وقتی برای اولین بار رو در روی کامرون دیاز قرار گرفت، از شدت هیجان نتوانست صحبت کند.
این بازیگر  30  ساله که همراه با کامرون در کمدی جدیدی به نام "چه خبر در لاس وگاس" بازی می کند، وقتی برای اولین بار به این بازیگر بلوند زیبا چهره نگاه کرد، بسیار هیجان زده شد.
وی گفت: "من حدود  7  سال پیش او را در یکی از مراسم اهدای جایزه دیده بودم و به نظرم خیلی هم هات می آمد. و الان وقتی با او همبازی شده ام فهمیده که چه قدر هات و البته بانمک است."
او همچنین ادامه داد: "من واقعا مجذوب او شده بودم. آن قدر که حتی نمی توانستم صحبت کنم. وقتی سعی کردم که به چیزی بگویم، نتوانستم حرفی بزنم و در نهایت از آنجا رفتم."
آشتون همچنین عنوان کرد که جذابیت کامرون در این کمدی عاشقانه که دو غریبه مست در لاس وگاس با هم ازدواج می کنند، روی همه تاثیر داشته است.
او در گفتگو با برنامه بنگ افزود: "نکته مهم در مورد کامرون این است که او همیشه و در همه حال خوشحال و شاداب است و همواره نیمه پر لیوان را می بیند و در کنار او بودن باعث می شود که زندگی بهتری داشته باشی."
او ادامه داد: "درست است که به تازگی پدرش را از دست داده و در شرایط روحی نامناسبی قرار دارد اما من می دانم که به زودی حالش خوب می شود و دوباره مثل گذشته شاداب و سرحال

cameron diaz

 

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

پیام فوری رقیب پیام کوتاه تلفن همراه می‏شود
موضوع: سه شنبه 10 اردیبهشت1387 10:7 PM
یام فوری رقیب پیام کوتاه تلفن همراه می‏شوپ. بر اساس یک بررسی ، احتمالا پیام فوری با کنار زدن پیام کوتاه موبایل و همچنین ایمیل در رایانه به ابزار ارتباطی اصلی غیر صوتی تبدیل خواهد شد. به گزارش ایسنا ، بر اساس یافته‏های یک مطالعه که 17 هزار نفر در 30 کشور جهان را مورد نظرسنجی قرار داده است با شروع به کارگیری پیام فوری توسط کاربران تلفن همراه این برنامه به ابزار اصلی غیر صوتی برای ارتباط تبدیل خواهد شد. طبق این گزارش هنگامی که کاربران تلفن همراه از گوشی‏های خود به اینترنت دسترسی پیدا می‌کنند ، هزینه ارسال پیام فوری برای آن‌ها تقریبا صفر بوده و تنها هزینه بسیار اندک بابت ارسال اطلاعات پرداخت می‏کنند و با عرضه استفاده نامحدود از مرورگرهای وب توسط اپراتورهای تلفن همراه ، به کارگیری پیام فوری در میان کاربران افزایش می‏یابد. بر اساس این مطالعه در میان کسانی که از پیام فوری استفاده می‏کنند این برنامه بیش‏ترین امکان مورد استفاده در تلفن همراه است. 61 درصد کاربران تلفن همراه روزانه از پیام فوری استفاده می‏کنند ، در حالی که تنها 55 درصد کاربران روزانه از پیام کوتاه و 12 درصد از ایمیل در تلفن همراه خود استفاده می‏کنند. پیام فوری همچنین در حال به دست آوردن سهم بزرگ‏تری از تمامی ارتباطات پیام‏رسانی است و پیام‏رسانی فوری به اندازه‏ای محبوب شده است که از هر صد پیام ارسال شده از طریق تلفن همراه یا رایانه‏های شخصی در جهان یازده مورد پیام فوری است. از سوی دیگر از هر صد پیامی که توسط کاربران تلفن همراه ارسال می‏شود 36 پیام فوری هستند که نشان می‏دهد ابزار پیام‏رسانی برتر در نزد کاربر تلفن همراه به حساب می‏آید ، همچنین شمار پیام‏هایی که از طریق پیام کوتاه ارسال می‏شوند کاهش چشمگیری یافته‏اند و کاربران پیام فوری به طور تعجب‏آور کمتر از ایمیل در رایانه شخصی استفاده می‏کنند. بر اساس این گزارش در حال حاضر هشت درصد از تمامی کاربران تلفن همراه جهان از پیام فوری استفاده می‏کنند و پرشمارترین این کاربران در هنگ‏کنگ (33 درصد) قرار دارند ، با این ‏حال استفاده از پیام فوری در چین (16 درصد) نیز بالاست که فرصت بزرگ میان 500 میلیون مشترک تلفن همراه در این کشور را نشان می‏دهد. در چین و سایر کشورهای در حال توسعه مانند برزیل و هند شواهد حاکی از پیشی گرفتن پیام فوری از سایر ابزارهای پیامر‏سانی است که نشان‏دهنده علاقه مصرف کننده به این ابزار ارتباطی غیر صوتی است. موفق باشید
1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

بعضِی ها اینجوریند شما هم اینجوری هستید یا نه؟
موضوع: شنبه 7 اردیبهشت1387 10:57 AM

بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،

بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي،

بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند.

بعضي‌ها حمال كتابند،

بعضي‌ها بقال كتابند،

بعضي‌ها انبارداركتابند،

بعضي‌ها كلكسيونر كتابند

بعضي‌ها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان،

بعضي‌ها اصلا‏ قيمتي ندارند،

بعضي‌ها به درد آلبوم مي‌خورند،

بعضي‌ها را بايد قاب گرفت،

بعضي‌ها را بايد بايگاني كرد،

بعضي‌ها را بايد به آب انداخت،

بعضي‌ها هزار لايه دارند

بعضي‌ها ارزششان به حساب بانكي‌شان است،

بعضي‌ها همرنگ جماعت مي‌شوند ولي همفكر جماعت نه،

بعضي‌ها را هميشه در بانك‌ها مي‌بيني يا در بنگاه‌ها.

بعضي‌ها در حسرت پول هميشه مريضند،

بعضي‌ها براي حفظ پول هميشه بي‌خوابند،

بعضي‌ها براي ديدن پول هميشه مي‌خوابند،

بعضي‌ها براي پول همه كاره مي‌شوند.

بعضي‌ها نان نامشان را مي‌خورند،

بعضي‌ها نان جوانيشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان موي سفيدشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان پدرانشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان خشك و خالي ميخورند،

بعضي‌ها اصلا نان نميخورند،

بعضي‌ها با گلها صحبت مي‌كنند،

بعضي‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند.

بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند.

بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند.

بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نمي‌دهند.

بعضي ها در تلاشند كه بي‌تفاوت باشند.

بعضي ها فكر مي‌كنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود مي‌دانند.

بعضي ها فكر ميكنند پول مغز مي‌آورد و بي پولي بي مغزي.

بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر مي‌كشند.

بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه مي‌گيرند.

بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نمي‌كشند.

بعضي ها يك درجه تند زندگي مي‌كنند، بعضي‌ها يك درجه كند.

هيچكس بي‌درجه نيست.

بعضي ها حتي در تابستان هم سرما مي‌خورند.

بعضي ها در تمام زندگي‌شان نقش بازي مي‌كنند.

بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ.

بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر،

بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي به وسعت كل هستي.

بعضي ها به پز ميگويند پرستيژ

بعضي ها خيلي جور هاي مختلف هستند . آيا شما هم از اين بعضي ها هستيد ؟؟

 

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

مد جدید شلوار های زنانه
موضوع: جمعه 6 اردیبهشت1387 3:0 PM
zabcheksara

zabcheksara 2

zabcheksara3

zabcheksara4

zabcheksara5

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

موضوع: جمعه 6 اردیبهشت1387 2:36 PM
شاید شما از اون دسته افرادی هستین که به مد علاقه دارین و دوست دارین مطابق مد روز جلو برین. شما فکر می کنین رنگ مد سال  87  چه رنگی می تونه باشه؟ با ذکر دلیل!

http://forum.it3at.org/showthread.php?p=516711#post516711

عضویت رایگان

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

چهارشنبه سوری و نوروز
موضوع: دوشنبه 27 اسفند1386 8:19 PM

 

فلسفه عید نوروز


سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردین (روز اورمزد) است و چون برخلاف سایر جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمی‌کشد ، بر سایر جشن‌ها‌ی ایران باستان برتری دارد. در مورد پیدایی این جشن افسانه‌های بسیار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی می‌بخشد ، آیین‌های بسیاری است که روزهای قبل و بعد از آن انجام می‌گیرد. اگر نوروز همیشه و در همه جا با هیجان و آشفتگی و درهم ریختگی آغاز می‌شود ، حیرت انگیز نیست چرا که بی‌نظمی یکی از مظاهر آن است. ایرانیان باستان ، نا آرامی را ریشه‌ی آرامش و پریشانی را اساس سامان می‌دانستند و چه بسا که در پاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود می‌آوردند ، چنان که در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردین) چون عقیده داشتند که فروهر‌ها یا ارواح درگذشتگان باز می‌گردند ، افرادی با صورتک‌های سیاه برای تمثیل در کوچه و بازار به آمد و رفت می‌پرداختند و بدینگونه فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم می‌ریختند و قانون و نظم یک ساله را محو می‌کردند. باز مانده‌ی این رسم ، آمدن حاجی فیروز یا آتش افروز بود که تا چند سال پیش نیز ادامه داشت. از دیگر آشفتگی‌های ساختگی ، رسم میر نوروزی ، یعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در این رسم به قصد تفریح کسی را از طبقه‌های پایین برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بیجا صادر می‌کرد ، از مقام امیری بر کنار می‌شد. حافظ نیز در یکی از غزلیاتش به حکومت ناپایدار میر نوروزی گوشه‌ی چشمی دارد: سخن در پرده می‌گویم ، چو گل از غنچه بیرون‌ای که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی. خانه تکانی هم به این نکته اشاره دارد ؛ نخست درهم ریختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بود که حتا خانه‌ها را رنگ آمیزی می‌کردند و اگر میسر نمی‌شد ، دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند ، سفید می‌شد. اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو به جایش می‌خریدند و در آن میان شکستن کوزه را که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود واجب می‌دانستند. ظرف‌های مسین را به رویگران می‌سپردند. نقره‌ها را جلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند. فرش و گلیم‌ها را غاز تیرگی‌های یک ساله می‌زدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین) در این روز‌ها به خانه و کاشانه‌ی خود باز می‌گردند ، اگر خانه را تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال می‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا می‌فرستند و اگر نه ، غمگین و افسرده باز می‌گردند. از این رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم است که زن‌ها شب آخرین جمعه‌ی سال بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز را که همان عرفه یا علفه و یا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشت به پُر سه می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و می‌گفتند که برای مرده عید گرفته اند. در گیر و دار خانه تکانی و از 20 روز به روز عید مانده سبزه سبز می‌کردند. ایرانیان باستان دانه‌ها را که عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبیا ، عدس ، ارزن ، نخود ، کنجد ، باقلا ، کاجیله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند - یا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هایی از خشت خام بر می‌آوردند و بالیدن هر یک را به فال نیک می‌گرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= اندیشه‌ی نیک) ، هوخت (= گفتار نیک) و هوو.رشت (کردار نیک) سبز می‌کردند و فروهر نیاکان را موجب بالندگی و رشد آنها می‌دانستند. چهار شنبه سوری که از دو کلمه‌ی چهارشنبه ? منظور آخرین چهارشنبه‌ی سال ? و سوری که همان سوریک فارسی و به معنای سرخ باشد و در کل به معنای چهارشنبه‌ی سرخ ، مقدمه‌ی جدی جشن نوروز بود. در ایران باستان بعضی از وسایل جشن نوروز از قبیل آینه و کوزه و اسفند را به یقین شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهیه می‌کردند. بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود و البته خرید هرکدام هم آیین خاصی را تدارک می‌دید. غروب هنگام بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه (نماد سه منش نیک) روی هم می‌گذاشتند و خورشید که به تمامی پنهان می‌شد ، آن را بر می‌افروختند تا آتش سر به فلک کشیده جانشین خورشید شود. در بعضی نقاط ایران برای شگون ، وسایل دور ریختنی خانه از قبیل پتو ، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند. آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا بر صحن و بام خانه‌ها افروخته شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدندو ترانه‌هایی که در همه‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود ، می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی‌کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند ، سر ِ نخستین چهار راه می‌ریخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه که می‌پرسیدند: "کیست؟" می‌گفت: "منم." - " از کجا می‌آیی؟" - "از عروسی... " - "چه آورده‌ای؟" - "تندرستی..." شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسایگان و خویشان می‌رفتند و از روی روزنه‌ی بالای اتاق (روزنه‌ی بخاری) شال درازی را به درون می‌انداختند. صاحب خانه می‌بایست هدیه‌ای در شال بگذارد. شهریار در بند 27 منظومه‌ی حیدر بابا به آیین شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با برکت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد: برگردان بند 27: عید بود و مرغ شب آواز می‌خواند دختر نامزد شده برای داماد ، جوراب نقشین می‌بافت... و هر کس شال خود را از دریچه‌ای آویزان می‌کرد وه... که چه رسم زیبایی است ? رسم شال اندازی ? هدیه عیدی بستن به شال داماد... برگردان بند 28 من هم گریه و زاری کردم و شالی خواستم شالی گرفتم و فوراً بر کمر بستم شتابان به طرف خانه‌ی غلام (پسر خاله‌ام) رفتم ، و شال را آویزان کردم... فاطمه خاله‌ام جورابی به شال من بست "خانم ننه‌ام" را به یاد آورد و گریه کرد... شهریار در توضیح این رسم می‌گوید: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نمی‌بایست در مراسم عید شرکت می‌کردیم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دویدم." از دیگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بیشتر مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد گذار از مشکل بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود ، زیر پا می‌گذاشتند. نیت می‌کردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. آنها در واقع از فروهر‌ها می‌خواستند که بستگی کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند ، بگشایند. قاشق زنی هم تمثیلی بود از پذیرایی از فروهر‌ها... زیرا که قاشق و ظرف مسین نشانه‌ی خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه غذاهای گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ی آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و غیر محسوس اند ، کسانی هم که برای قاشق زنی می‌رفتند ، سعی می‌کردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجیل را مخصوص فروهر می‌دانستند ، دریافتشان را خوش یُمن می‌پنداشتند. اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند از عدد هفت مایه می‌گرفت. دکتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سین را چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی می‌داند که به آن هفت سینی می‌گفتند و بعدها با حذف (یای) نسنت به صورت هفت سین در آمد. او عقیده دارد که هنوز هم در بعضی از روستاهای ایران این سفره را ، سفره‌ی هفت سینی می‌گویند. چیزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنایی و افزونی ، آتشدان ، نماد پایداری نور و گرما که بعد‌ها به شمع و چراغ مبدل شد ، شیر نماد نوزایی و رستاخیز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آیینه نماد شفافیت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زایش و باروری ، سیب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سکه‌های تازه ضرب نماد برکت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شده‌ی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمین ، گل بید مشک که گل ویژه‌ی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب که باز مانده‌ی رسم آبریزان یا آبپاشان است ( بر مبنای اشاره‌ی ابو ریحان بیرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاکستر آن آلوده می‌شود و لذا آب پاشیدن به یکد یگر نماد پاکیزگی از آن آلایش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنیر ، شکر ، بَرسَم (= شاخه‌هایی از درخت مقدس انار ، بید ، زیتون ، انجیر در دسته‌های سه ، هفت یا دوازده تایی) و کتاب مقدس. بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی علیه السلام می‌دانستند چنانکه‌هاتف اصفهانی می‌گوید: نسیم صبح عنبر بیز شد ، بر توده‌ی غبرا زمین سبز نسرین خیز شد چون گنبد خضرا همایون روز نوروز است امروز و به فیروزی بر اورنگ خلافت کرده شاه لافتی مأوا بد نیست اشاره شود که در زمان شاهی ِ فتحعلیشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند که شاعران به جای مدح ، حقیقت گویی کنند. شاعری با تکیه بر این فرمان شعر زیر را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صله‌ی قابل توجهی هم دریافت نمود ! مگر دارا و یا خسرو ست این شاه بدین جاه و بدین جاه و بدین جاه ز کیخسرو بسی افتاده او پیش بدین ریش و بدین ریش و بدین ریش ز جاهش مُلک کیخسرو خراب است ز ریشش ریشه‌ی ایران در آب است در پایان با آرزوی سالی خجسته با ترجمه‌ی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام می‌بریم: مگر نمی‌بینی که ؛ خورشید به برج بره اندر شده و اندازه‌ی زمانه برابر گردیده؟ مگر نمی‌بینی که ؛ مرغان پس از زبان گرفتگی به آواز خوانی پرداخته‌اند؟ مگر نمی‌بینی که ؛ زمین از پارچه‌های رنگین گیاهان جامه بر تن کرده؟ پس بر نوشدن زمانه شاد کام می‌باش..

 

 

چهارشنبه سوری :

 

 

از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است. آتش در نزد ایرانیان نماد روشنی ، پاکی ، زندگی ، سازندگی و تندرستی است.

یکی از جشنهای آتش که در ایران باستان به عنوان پیش درآمد یا پیش باز نوروز وجود داشته و آمیزه ای از چند رسم گوناگون می باشد، جشن سوری بوده است. سوری به معنی سرخ است و اشاره به سرخی آتشی است که در این روز می افروخته اند . در تاریخ بخارا نیز آمده است " چون امیر سدید منصوربن نوح به ملک نشست ، هنوز سال تمام نشده بود که در شب سوری چنان که عادت قدیم است آتشی عظیم افروختند..". این آتش را در شب سوری که همزمان با روزهای بهیژک یا پنچه ی دزدیده بود برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما، آن هم بیشتر بر روی بامها می افروختند که هم شگون داشته و هم به باور نیاکانمان ، تنوره ی آتش و دود بر بامها ، فروهرها را به خانه های خود رهنمون می کرده است .

چند روز پیش از نوروز مردمانی به نام آتش آفروزان که پیام آور این جشن اهورائی بودند به شهرها و روستاها می رفتند تا مردم را برای این آئین آماده کنند. آتش افروزان ، زنان و مردانی بسیار هنرمند بودند که با برگزاری نمایش های خیابانی، دست افشانی ها ، سروده ها و آوازهای شورانگیز به سرگرم کردن و خشنود ساختن مردمان می پرداختند. هدف آنها انتقال نیروی فزاینده و نیک به مردمان برای چیره شدن بر غم و افسردگی بود. آنها که زنان و مردان شادی بخش خوانده می شدند در روزگار ما هنوز نمود کوچکی از خود را زیر نام خواجه پیروز یا حاجی فیروز زنده نگاه داشته اند که البته از هنرمندی زن یا مرد آتش افروز در دوران گذشته بسیار دور است.

از هفت روز پیش از نوروز تا دو هفته پس از نوروز با پدید آمدن تاریکی شامگاه، آتش افروزان در تمام نقاط شهر و ده آتش می افروختند که آن را تا برآمدن خورشید روشن نگاه می داشتند. دختران و پسران دور آتش گرد می آمدند و به پایکوبی و سرود خوانی و پرش از روی آتش می پرداختند. این آتش ، نماد و نشانه ی نیروی مهر میترا و نور و دوستی بود.

آیین آتش افروزی تا روزگار ما بر جای مانده و نام "چهار شنبه سوری" بر خود گرفته است...

...

 

شیشه می شکند و زندگی می گذرد.نوروز می اید تا به ما بگوید تنها محبت ماندنی است پس دوستت دارم چه

شیشه باشم چه اسیر سرنوشت

 

عید همگی پیشاپیش مبارک با آرزوی سالی خوب همراه موفقیت

 

 

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

عکسهایی تک از انزلی
موضوع: یکشنبه 19 اسفند1386 6:23 PM
 

این عکس آخرشه به خدا کار خودم تو یه روز سرد زمستونی رنگین کمون بین دو دهنه موج شکن

مخوام بفرستمش مسابقات تیم ملی

 عکس از پل غازیان در حال ساخت پل جدید

 

عکس از بندر

عکس گرفته شده از پل انزلی ( از سمت کوی واحدی )

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

طلوع
موضوع: جمعه 10 اسفند1386 9:18 PM
 

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

اسمت ببخش به لبهام بی تو خالی نفسهام

قد بکش رو باور من زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش

خسته ام از تلخی شب تو طلوع زندگی باش

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شب از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

من پر از حرف سکوتم خالیم رو به سقوطم

بی تو و آبی عشقت تشنه ام کویر لوتم

نمیخوام آشفته باشم آرزوی خفته باشم

تو نزار آخر قصه حرفم نگفته باشم

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

A n Z a L i
موضوع: چهارشنبه 1 اسفند1386 11:28 AM
!
1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت

خوشکلا رو...........
موضوع: شنبه 29 دی1386 2:59 PM
 

 

 

 

 

 

1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

موضوع: شنبه 22 دی1386 2:24 PM
http://www.ifolder.ir/download.php?file=644shadmehr-mashkook.rar ادرس را کپی و در صفحه جدیدی باز نمایید
1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

موضوع: دوشنبه 17 دی1386 7:19 PM
757
1 نوشته شده توسط حسام عباس ..... | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين
Penguin Linksbox

با قرار دادن اين لينك باكس در سايت يا وبلاگتان و اطلاع به ما آمار خود دا تا 1000% افزايش دهيد.

 
Copyright © 2006 - Site bus: حسام عباس ..... & Designer: Hessam Sedaghati